 |
|
شکست تابو و شوک ماموت
مریم رجوی با انقلابی که سال ۱۳۶۴ در درون مجاهدین پیافکند، تابو و بتی را شکست که ظرفیت درک و تحلیل درست آن، در قاموس اندیشه جنسیتی که تاریخ بشر را به گروگان گرفته است، نمیگنجد. ضربهیی که مریم رجوی بر ارکان اندیشه قوامگرفته به قدمت قرنهای متمادیِ شریعتپناهیِ آخوندی وارد کرد، شوکی بود که آخوندها یا باید به اصل انسانیت خویش رجعت میکردند تا فهمش کنند و یا درونمایههای جنسیتپرستیشان را در قالب کینهجوییهای افسارگسیخته، نسبت به مجاهدین و شخص مریم رجوی بارز کنند.
باید قواره اندیشههای جنسیتی و قرونوسطایی آخوندی را بهمثابه معینعمل تبلیغاتی در دنیای سیاست و تعادلقوا علیه مجاهدین خلق تصور کرد تا بتوان ابعاد آنچه دستگاه تبلیغاتی آخوندها در این ۴۰سال نسبت به مجاهدین و مریم رجوی انجام داده را درست فهم نمود و از طرفی جایگاه و نقش ویژه زن ایرانی در بنبستشکنی و رهبری سیاسی مبارزه برای سرنگونی مهیبترین نیروی ارتجاعی در تاریخ ایران را شناخت.
تبلیغات و ادبیات ناشی از آن در دنیای سیاست، یکی از وجوه بسیار در خور توجه برای شناخت ماهیت مبلغان آن است. از آنجا که در سیاست بهمثابه تعادلقوای نیروهای کنشگر، بهطور عام نمیتوان چیزی را پنهان نمود، در این عرصه لاجرم ادبیاتی حاکم میشود که نسبت به عرصههای دیگر، بیشتر محتوای عقیدتی، سیاسی و فرهنگی واضعان آن را بارز میکند. این بروز محتوا گاه سخنرانی، انتشار خبر متنی یا تصویری و گاه مقاله و گزارش و تفسیر است.
نسلی که همراه با انقلاب ۵۷ بهموازات سیطره و سلطه آخوندها، دستی در دنیای سیاست و جامعه و فرهنگ داشت، از همان موقع با ادبیات و فرهنگی در رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سخنرانیها و تبلیغات خاص حاکمیت مواجه شد که ویژهگی بارز آن مخلوطی بود از ادبیات مستهجن و ابتذال لمپنیسم که با خمیرمایه دجالگری مذهبی آخوندی ترکیب شده بود. این ساختار گفتار و نوشتار که از همان موقع قواره دستگاه تبلیغات نظام آخوندی را سر و سامان میداد، وجه بارزی از ساختار حکومت گردید. اینگونه بود و شد که معنی کلمات و ارزشهای ناشی از آنها در چنین ادبیات و فرهنگی، سلاخی و ذبح میگشت. ویژهگی برجستهٔ چنین ساختار تبلیغاتی که واژهها و معانیشان در آن سلاخی و قلع و قمع میشوند، محوری از دروغگویی آغشتهشده به تقدس و مذهب است