۱۳۹۶ آبان ۲, سه‌شنبه

لحظاتی بایاران وفادار وپایداربه عهد وپیم



لحظاتی بایاران وفادار وپایداربه عهد وپیمان

داشتم کار می کردم که یکدفعه یاد خاطره ای  اززندان اوین به ذهنم آمده زده بود ، که زمستان بود سال 65بود،هوا شدیدا سرد شده بود ما درسلول  31اتاق مشهور به سلول اعدامیها بسر می بردیم که موسوم آموزشگاه سالن یک به اش می گفته اند، بچه ها بند ازرفتن به سلول ۳۳خودداری می کردند به همین خاطرچندبار ماراتهدید کردند بچه ها می گفتند، اینهامارا می خواهند ازبچه های دیگر قطع کنند، ماقبول نمی کنیم ،خلاصه بعد از سه بار هشدار وتهدید وپاسداران مزدور بچه ها قبول نکردند ، خلاصه پاسداران به داخل سلول ریخته اند ما که به تعداد سی نفر بودیم شروع کردن به حمله وهجوم گانگستری شان ،یادم می آید شهید مرتضی رغبتی ، انوشیروان لطفی ،جعفر هاشمی ، غلامرضا کاشانی وتعدادی دیگری بودند از سلول خارج کرده باچشم بند بیرون بردند بعد ازچند ساعت ما به سلول ۳۳با زور وارد کردند آن شب هیچ وسایلی نداشتیم وازسرما می لرزیدیم تاسه  روز این وضعیت ادامه داشت 



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر